ابوالقاسم رادفر

مقدمه 14

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )

هر كه نامخت از گذشت روزگار * هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار كه ترجمه‌وارى از اين سخن مولا ( ع ) است : « هر كس از گذشت روزگار و دگرگونىهاى آن عبرت نيندوزد پند هيچ آموزگارى در او كارگر نخواهد بود . » يا : اندر بلاى سخت پديد آيد * فضل و بزرگ مردى و سالارى كه ترجمه‌وارى از اين سخن مولا ( ع ) : « در دگرگونى احوال ، جوهر مردان آشكار مىشود يا در آزمون است كه مرد سرفراز و سپيدروى يا سر به زير و سيه‌روى مىشود . » « 10 » در اشعار ابو منصور محمّد دقيقى ( متوفّى در حدود 365 ه ق ) - با اين كه او را شاعرى زردشتى نوشته‌اند و در اين مورد بين محقّقان اختلاف نظر وجود دارد - نيز آثار معارف اسلامى هويداست . از تكريم پيامبر اكرم ( ص ) گرفته تا مدح امام على بن ابى طالب ( ع ) و ياد عاشورا و ستم آل سفيان و اشارت به بانوى اكرم حضرت فاطمه زهرا ( ع ) : شفيع باش برِ شه مرا به ذين زلّت * چو مصطفى بر داذار بر روشنان را چنان كز چشم ئاو ترسم نترسيذ * جهوذ خيبرى از تيغ حيدر چنان كان چشم او كردست با من * نكرد آن نامور حيدر به خيبر چنان بر من كنذ آن جورو بيداذ * نكردند آل بو سفيان به شبّر چنان چون من بر او گريم نگريذ * ابر شبيّر زهرا روز محشر بيت‌هاى يك و دو تلميح و اشارت به گشايش قلعهء خيبر به دست تواناى امام على ( ع ) دارد . بيت سوم تلميح و اشارت به بيدادها و نامردمىهايى كه بو سفيانيان بر فرزند پيامبر ، شبّر ( حضرت حسن ع ) وارد كردند و بيت چهارم اشارت دارد به روايت‌هايى كه از گريهء افزون و فراوان حضرت زهرا ( س ) بر امام حسين ( ع ) سخن مىگويند . * * * گر او رفتى به جاى حيدر گرد * به رزم شاه گردان عمرو عنتر نش آهن درع بايستى نه دلدل * نه سر پايانش بايستى نه مغفر * * * به عرش و سروش و به جان نبى * به طاعات عثمان و علم على

--> ( 10 ) . تجلّى قرآن و حديث ، صص 99 - 100 .